ارشیدا جونمارشیدا جونم، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

ارشیدای مامانی

دخمل ناز مامان

1394/4/7 4:04
نویسنده : مامان سمانه
726 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزه دلم،سلام عسلم،الهی قربونت برم مامانم،واااای که چقدر مامان بدی شدم،تو نوشتن وبلاگ دخملی کوتاهی میکنم،اما نمیدونم چرا.....کلی حرف باهات دارم و به امید نوشتنشون میام اینجا اما نمیدونم چرا وقتی میخوام بنویسمشون هیچی به ذهنم نمیاد،لحظه های با تو بودن اونقدر برام باارزشن که حتی نمیخوام با پشت لبتاپ اومدن خرابشون کنم.

از وقتی وارد زندگی منو بابایی شدی تازه فهمیدیم زندگی چیه،دیدن تو ،دیدن دست و پاهان کوچولو و نازت،دیدن تو در حال بازی کردن و صدا در اوردن و د د د د د گفتن هات ،شیطونیهات همه به وجد میاره مارو.با دیدن تو و خندیدنت چنان از ته دل میخندم که انگار قبل از اومدنت خنده از ته دل نمیدونستم چی هست. تمام زندگیم شدی...عشقم....نفس و نبض زندگیمون تویی ارشیدای مامانی.روزها تند تند میان و میرن و این تویی که روز به روز عشق و مهرتو بیشتر تو قلبمون جا میکنی.

نفس زندگی من و بابایی الان هفت ماه و بیست یک روزته....از وقتی وارد هشت ماه شدی شیطونیات بیشتر شده. خیلی چیزا نظر تو جلب میکنه، به هر چیزی که اطرافت باشه خودتو سینه خیر یا با قل خوردن میرسونی ،علاقه شدید به سیم و شارزر داری متاسفانه این مورد نگرانم میکنه و باعث میشه بیشتر حواسم بهت باشه و اینجور چیزا رو از دورت جمع کنم.  وقتی میخوای به چیزی که نباید دست بزنی یه نگاه بهم میندازی اگه حواسم بهت باشه سریع میکنی دهنت منم میگم ارشیدا نگام میکنی و با ترس به خوردنش ادامه میدی که سربع ازت میگیرمش تو یکم ناراحت میشی و خیلی با مزه دستا و پاها تو میبری بالا میاری پایین به نشانه ی اعتراض یه اخم کوچیکم به مامانیت میکنی ،قربونت برم مامانم.

یکم تنبل تشریف داری عروسکم الان توی هشت ماهیو هنوز بدون کمک نمیتونی بشینی اما به کمک بالشت میتونی چند دقیقه راحت بشینی، عاشق بازی کردن با اسباب بازیاتی پنان سرگرم بازی و خوردنشون میشی که مامان به همه ی کارای خونش میتونه برسه، عاشق صداهای متفاتی هستی که از یهم زدن عروسکات میشنوی، همیشه داری باخودت حین بازی حرف میزنی چنان با هیجان ددددددد بببببببب اتتتتتتتت اتتت اددد میگی که ناخوداگاه دلم میخواد بخورمت .عاشق قلقلکی چنان ناز میخندی که دیگه میترسم دل درد بشی بسکه  میخندی.عاشق رفتن تو سفره ای ،سفره که پهن میشه چنان با سرعت به سمتش حرکت میکنی که نگو ،اما وقتی بغلت میکنم و مشغول غذا دادنت میشم خیلی نازو اروم میشینی رو پامو من دهنت میکنم.ماهی مامان ماه.هنوز دندون  در نیاوردی و من بی صیرانه منتظرم این مرواریدای ناز و سفیدو تو دهنت ببینم. در ضمن خیلی مامانی شدی و همیشه باید ببینیم حالا هر جا میخواد باشه..تا یه غریبه میبینی اینقدر نگاش میکنی ،اصلا یه ساعت زل میزنی بهش که طرف از رو میره خخخخخخ،بعدش که اشناشد برات اونموقع یکم براش میخندی دختر سنگین و متینه مامانی.اصلا مامانتو اذیت نمیکنی اصلا.واقعا مثل فرشته میمونی برای من.خدایا شکرت

از بابات بگم که از دوست داشتن تو هر چی بگم کم گفتم. بابایی وقتی از سر کار میاد چنان پله هارو تند تند میاد بالا که هرچه زودتر ببینتت،خیلی خیلی دلش برات تنگ میشه،اتو هم وقتی نیبینیش چنان به وجد میای که تموم خستگی باباتو در میکنی.بعدش کلی باهم باری میکنین تو هم خودتو مرتب واسه باباییت لوس میکنی.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

همراه رایانه
7 تیر 94 8:24
همراه رایانه مرکزی برای پاسخگویی به سوالات رایانه ای تلفن :9099070345 www.poshtyban.ir
Yasaman
7 تیر 94 12:27
فروشگاه اینترنتی لباس yasaman290777@yahoo.com http://www.lebasi.ir سلام .یاسمن هستم از فروشگاه اینترنتی لباسی با زیباترین و بهترین برندهای معتبر پوشاک بچه گانه, زنانه و مردانه. از این که تونستم در وبلاگ شما نظری درج کنم واقعا خوشحالم. ممنون میشم منو هم با اسم فروشگاه اینترنتی لباسی لینک کنید. مارو از نظرات خوب بی بهره نکنید خیلی ممنون
مسئول سایت نی نی عکس
7 تیر 94 13:55
سلام مامان مهربون عکس کوچولوتونوو برای نی نی عکس بفرستید تا جایزه بگیره و کلی خوشحال شه. http://www.niniaxs.ir اگه مایل به تبادل لینک هم هستی لینکمون رو توی وبلاگتون قرار بدید و به ما بگید به قید قرعه به مامان های فعال و معرفی کننده سایتمون جایزه میدیم