روز سوم
سلام به دوستای گلم
و یه سلام مخصوص به ندا جون و رویا جون
حالتون خوبه ؟ خوش میگذره؟ انشالله همیشه خوش و خرم باشید.
خوب روز سوم هم به هر سختی بود به خیر گذشت ،امروز ساعت 9صبح بیدار شدم،گوش شیطون کر.البته با صدای زنگ ساعتمااا وگرنه که تا ظهر راحححت میخوابیدم
. دو تا لیوان اب ناشتا خوردم و با یک کف دست نون با کمی عسل.بعدشم رفتم خرید یه سری میوه خریدم و ارایشگامم رفتم و وقتی برگشتم ساعت 12 بود یه کم گرمازده شدم که از رفتن بیرون پشیمونم کرد. ناهارم یه کف دست نون با کمی پنیر و یک خیارو یک گوجه خوردم.والیبالم طبق معمول ساعت 4 رفتم تازه از فرصت استفاده کردم و 6 دور هم دور باشگاه دویدم که دیگه نایی واسم نموند .خدایا همه ی اونایی که در تلاش واسه وزن کم کردن هستند رو بی جواب نذار همه رو مانکن کن
.وقتی اومدم خونه همسری از سر کار اومده بود بعد از تعریف کردن روزمرگی هامون به هم رفتم تو اشپزخونه واسه پخت شام.یه پلو ساده با دلمه بادمجان و سالاد درست کردم که در همین حین هم همسری 2 ساعتی خوابید.بعدشم واسه تبریک عید فطر رفتیم خونه مامانم و اونجا فقط یه چایی خوردم با یه خرما و کمی انگور.خونه ی مادر شوهرمم فردا روز عید میرم.وقتی برگشتیم خونه همسری گفت شام و بذار واسه ناهار فردا چراکه خونه مامانم زیاد چیز میز خورده بود منم از خدا خواستم
.کی حوصله داره صبح زود بیدار شه اونم بخاطره درست کردن ناهااااار.خلاصه تا اخر شبم غیر از هویج و گوجه و یه چایی دیگه هیچی نخوردم.راستی بچه ها کاش حوصله کالری حساب کردنو داشتم اخه میخوام از 1000 بیشتر نشه هر کی بلده میتونه حساب کنه ببینه امروز چند کالری نوش جان کردم؟ یه وقت فکر نکنین تنبلمااا نه بلد نیستم.
.
خوب دوستای گلم دیگه برم تا چشمهای نازتونو بیشتر از این خسته نکردم.
همتون رو میبوسم
فردا باز میام
اگه کسایی هستند که تصمیم دارن رژیم بگیرن بیاین با هم مصمم تر قدم بر داریم.پیش به سوی لاغری و تناسب اندام.بای


روز سوم
