روز چهارم
سلام به همه ی شما دوستان گلم
امیدوارم ایام به کامتان باشد.
امروز روز چهارم رژیمم هست.دیشب حدود ساعتای 5 صبح خوابیدم.امروزم ساعت 14 بیدار شدم .همسری چون زود تر بیدار شده بود، رفته بود خونه مامانش عیدو تبریک بگه حتما.وقتی اومد شام دیشب رو که نخورده بودیم گرم کردیمو خوردیم
من قبلش یک لیوان اب خوردم وبعد هم یک کف دست نون با یک دلمه بادمجان همراه سالاد شیرازی زیاد. ولی خیلی دلم میخواست یک بشقاب برنج پر با 2 سا 3 تا دلمه بادمجون بخورم
اما اون اراده که گفتم اینجا معنی میده.تا حالا هم یه نصف موز و یک خیار خوردم.
امشب عروسی یکی از دوستای همسری دعوتیم و با خانواده همسری میریم .ای خدااا اونو دیگه کجای دلم بذارم اخه. میخواستم از الان دیگه جز میوه هیچی نخورم تا امروزمم تموم بشه.امااا اصرارای مادر شو شو رو چکار کنم.امااا دوستان من حواسم هست به برنامم قول میدم چیز زیادی نخورم.ادامه رو اخر شب میام میگم. فعلا بچه ها میرم سر کارای پایان نامم.اینم جدولی که از وبلاگ دوستم سمیرا برداشتم تا اخر شب تکمیلش میکنم.
صبحانه![]() |
یک لیوان اب | ........ |
م.و![]() |
1 انجیر | 20 |
نهار![]() |
یک کف دست نون-یک بادمجون کوچک شکم پر-سالاد | 320 |
م.و![]() |
1 خیار- نصف موز-1شلیل-1 الو-1 هویج-نصف خیار-کمی انگور | 245 |
شام![]() |
یه دونه کباب کوبیده با نصف گوجه کبابی-3تا تیکه جوجه کباب کم با لیمو ترش | 285 |
ورزش![]() |
30 دقیقه حلقه زدم-50 تا ورزش شکم-١٠٠ تا طناب | |
نه گفتن![]() |
قعلا به بستی که همسری دو لپی می خورد. - شیرینی،عید بود دیگه خونه ها پر شیرینی- سس و برنج |
870 |


روز چهارم 






- شیرینی،عید بود دیگه خونه ها پر شیرینی- سس و برنج
