ارشیدا جونمارشیدا جونم، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

ارشیدای مامانی

چرا مادرمان را دوست داریم؟

1392/6/13 2:40
نویسنده : مامان سمانه
166 بازدید
اشتراک گذاری
چرا مادرمان را دوست داریم؟

چون ما را با درد به دنيا می‌آورد و بلافاصله با لبخند می‌پذیرد.

چون شیرشیشه را قبل از اينكه توی دهان ما بريزند ، پشت دستشان می‌ریزند.

چون وقتی تب می‌کنیم، آن‌ها هم عرق می‌ریزند
.

چون وقتی توی میهمانی خجالت می‌کشیم و توی گوششان می‌گوییم سیب می خوام، با صدای بلند می‌گویند منیر خانوم بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی می‌کند.

و وقتی پدرمان ما را به خاطربی احترامی کردن به مادر دعوا می کند با پدر دعوا می‌کنند.

چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد

چون وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد كه فلان كار را كه بايد فردا در مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه پايمان زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم

چون وسط سریال‌های ملودرام گریه می‌کنند


چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر و ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند

چون شبهای امتحان و کنکور پابه ‌پای ما کم می‌خوابد اما کسی نیست که برایش چای بیاورد و میوه پوست بکند

به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه می‌کند و نذر می کند و پوتین‌هایمان را در هر مرخصی واکس می‌زند


چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور می‌کنیم شاخ غول شکانده‌ایم

چون موقع مطالعه عینک می‌زند و پنج دقيقۀ بعد در حاليكه عينكش به چشمش است ميپرسد:اين عينك منو نديدين؟

چون هیچوقت یادشان نمی‌رود که از کدام غذا بدمان می‌آید و عاشق كدام غذاييم ،حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار را با هم بخوریم

چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است كه واي بچم خسته شد بسكه مريض داري كرد

و چون هروقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش رو براي هزارمين بار ميشكنيم، چند روز بعد همه رو از دلش ميريزه بيرون و خودش رو گول ميزنه كه :‌بخشش از بزرگانه

چون مادرند!

که مادر تنها کسی است که میتوانی تمام فریادهایت را بر سرش بکشی و مطمئن باشی که هرگز انتقام نمی گیرد
باشد که روزی بیاید که همه مان به خاطر این که امروز به مادرمان گل و بیشتر از آن (نه کمتر از گل) نگفته ایم ناراحت باشیم و فردا درصدد جبران برآییم
 
مامان گلم خیلی خیلی دوستت دارم
1 هفته هست که رفتی مسافرت و نیستی
دلم خیلی گرفته
دوست دارم باهات کلی حرف بزنم درد و دل کنم
تو نباشی صفا هم نیست
زندگی بی معناست
دوستای گلم بیاین قدر مامان هامون رو بیشتر بدونیم
وقتی کنارمون هست خوب نگاهش کنیم .......
به تمام جزئیاتش...
به لبخند بین حرفهایش........
به سبک ادای کلماتش..........
به شیوه ی راه رفتنش ، نشستنش....
به چشمهایش خیره بشیم ، دستهایش را به حافظه بسپاریم
به حرفهایش گوش کنیم
 
 
گاهی ادم ها انقدر سریع می روند که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند.
 
خدایا سایه مادر و پدرامون رو بالای سرمون نگه دار
الهی امین
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

دل آرام
13 شهریور 92 8:45
سلام سمی جوووووووووووووووونمخوبی گلم عجب پست قشنگی گذاشتی خیل عالییییییییییییییییییی بود مرسی انشالله که قدر پدر و مادرامونو بدونیمو سالیان سال با عزت و سلامتی سایشون بالاسر مون باشه وای که وقتی کامنتتو خوندم چقد خوشحال شدم واقعا از کارات انرژی گرفتمو کلی دارم خودمو آماده میکنم برای رقابت هفته بعدمون انشالله عروسی بهت خوش بگذره و عین همیشه شوهرت بهت افتخار کنه امیدوارم رژیمت عالی پیش بره راستی کار پایان نامتو هر وقت شروع کردی خبرم کن تا خوشحال تر بشمو انرژی بگیرررررررررررم بوس بوس
mt1972
13 شهریور 92 9:21
عزیز دلم مطلبت خیلی قشنگ بود واقعا چقدر این احساسات بین همه مشترکه مامان من مامان تو خودم که مامانم همه یه جورن خدا همه ی مامان بابا ها رو نگه داره.عزیز دلم دفعهی دیگه از این حرکات انتحاری(4 کیلو تو یه هفته) نکن دختر یه ذره به خودت رحم کن اروم وپیوسته چون اینطوری لاغریت دائمیه.